چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۴ . 16:43

چند روزيست دلم تنگ كسي است
يك نَفَر نيست بگويد
كه چرا ميگريي؟
يك نَفَر نيست به آغوش بگيرد تن بي حسم را
يك نَفَر نيست بگويد گُل من
گل بانو
تو بخند
من هستم
تو بخوان زمزمه ي خواسته ات
من هستم...
يك نَفَر نيست بهنگام خطا
ابروانش گرهي كور شود بر دل من!
و من انگار پشيمان شده و از ترسم
پي حامي بروم سوي خودش
بگريزم بغلش..!
و به داغ نفسش گرم شود اين دل من
يك نَفَر نيست
به گرميّ لبش سبز شود زندگي ام...
يك نَفَر نيست،دريغ!

زهرا محمدزاده آلمالو
٩٤/١٠/٢١

چهارشنبه سی ام دی ۱۳۹۴ . 17:50

آن زماني كه خدا گفت بيا
با تمام غم و گريه به جهان سبز شدم
پي يك كار بزرگيست دلم
كاري از جنس خدا
تا كه در وقت سفر
با دلي خوش
لب خندان
و دستيِ پرِ سوغاتيِ عشق
بروم سوي خودش
تا بييند كه خدايم خودِ اوست
و دلم خوش به خداييِ خودش بوده و هست
٩٤/١٠/٢٥ 

زهرا محمدزاده

پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۴ . 15:17
سر خاك گل و گلاب ميبرند


سر قبر من اما كمي جوهر بياور


خودنويسم دارد تمام ميشود


من اگر ننويسم ميميرم!

١٠/١٢

دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۴ . 22:20
آمدند.

 حالم را ديدند

 دكتر گفت 

 متأسفانه بهتر است

 رفتند...

 دلم برايشان ميسوزد

 چقدر عزا دوست دارند

 منتظرند من بميرم

 برايم گريه كنند!

 زهرا محمدزاده آلمالو

پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۹۴ . 18:16
زمستان است إحساسم

تنم سرد است

نفسهايم،دلم يخ بسته اند انگار

نه گرمايي!

نه آغوشي!

چه برفي آمده اينجا

به روي گيسوان من

 

همه اينها گناه توست

گناه سردي دستت

نگاه تو زمستان را 

به إحساسات من پاشيد.

 

و حالا خنده اي داري

بخند و بگزران روزت.

 

و يكروزي بهاري ميشوم من هم

كمر را رأست ميدارم

شكوفه در دلم ميكارم و

ميآيم از كوچه

نگاهت خيره ميماند به حسرت هاي تو خالي...

 

+و من از اين زمستان هم 

به آرامي گذر كردم!

٨/١٠/٩٤

جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴ . 21:39
آندم كه من عاشق شدم

شيطان به نامم سجده كرد

آدم زميني تَر شد 

عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو

نه آتشي و نه گِلي

چيزي نميدانم از اين

              ديوانگي و عااااقلي!!!!!

پنجشنبه دهم دی ۱۳۹۴ . 11:32

ديشب كوچه هارا قدم ميزدم
برف ميباريد
كفش هايم را تو كوله ام گذاشته بودم
پا برهنه و بي هدف
آدم ها ميخنديدند به ديوانگي ام
آنها نميدانستند
تو چقدر روي من حساسي
من منتظر توأم
تا بيايي
و با چشم غره هايت
در آغوشم گيري
و تمام راه آمده را
در آغوشت برگردم...
حيف!
نه تو آمدي،نه من راه آمده را برگشتم!
همان دوروبرها
حوالي چشمانت
گم شده ام..!
٩٤/١٠/١٠
زهرا محمدزاده آ.

سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴ . 20:47

فراموش

به خودم یک نگهی میکنم

و میگویم:

آه آیینه چه پیر است...

 

عوضش میکنم

و میبینم

این هم انگار خراب است...

یکی دیگر

و بااااز

من همانم...

 

مشتی از شدت ناراحتیم

میزنم آینه را میریزم

میسپارم که یکی

زیباتر

بسازند برای نگه بعدی من!

 

همه ی آینه ها از پی هم میشکنند

اما باز

من همانم

دختری که کمر خم کرده

دختری با صورت پیر

سن کم دارد و رویای زیاد

درد بسیار و دلم پر عشق است

پی یک آینه ی خوب و قشنگ

همه جا میگردم...

 

94/7/11    23:29     زهرا محمدزاده آ

سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴ . 10:16

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست
بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست
در آسمان دلبری و آستان عشق
نور جمال دلبر ما را مثال نیست . . .
ميلاد حضرت محمد(ص) تبريك و تهنيت!

دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ . 20:0

زیر باران رفتم،عشق را بوسیدم

دست در دست دلم بگرفتم

بعد راه افتادم،تا در خانه ی تو خندیدم.

جاده ها را با عشق پشت سر رد کردم

فکر میکردم من

باز تو آنجایی

توی آن خانه ی کوچک

بین آن باغ بزرگ

گل و استخر و نسیمی آرام

وای یادش خوش باد...

تا رسیدم به در کلبه ی تو 

دلم از دستم رفت

عقل از کار افتاد

من به در کوبیدم و نیامد پاسخ

داد و بیداد،هوار

عشق من؟

نیستی؟ من پی دیدن تو آمده ام

آمدم تا که بمانم با تو

باز سکوت!

خنده ام روی لبم خشک شد و 

با غضب مشت به در کوبیدم

وای اینجا را باش!

در خانه باز است

نکند زلزله باشد اینجا

 آن بهشتی که برایم ساختی 

با دل و جان آب گلها دادی

کو بهشتم؟

آمدم تا که حوای تو باشم

اما به گمانم راه را گم کردم،

تو دگر نیستی و من تنها

توی این باغ پر از بی آبی

بین دشت درختان چروک

درد را فهمیدم

اشک را باریدم

از در و همسایه پرسیدم حال و روزت خوش بود؟

همه یک راه نشانم دادند

راه گور ده را

بار دیگر مردم!

مرگ را فهمیدم!

00:44'

13/3/94

شب نیمه شعبان!

.About

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ
بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ
وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ
إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ
×××××××××××××××××
رسم ماآوارگان ترك وفا ودوست نيست
رسم ما دريا دلان خشكيدن احساس نيست
ما محبت را بنام دوست ارزان مي كنيم
تا صداقت زنده هست ما هم رفاقت مي كنيم...!
×××××××××××××××××××
و اینکه من استقلالی ام...
اســـــــتــــــقــــــلالـــــی....
****************************
شعرا و متنايي كه خودم مينويسم، به اسم خودم تو سايت"شعر نو" ثبت ميشه!
.Categories
.Tags
.Friends
d(^_^)b

دانلود آهنگ جدید