(×××...کلبه شادیها...×××)

خدایا تو که تا اینجاش آوردیم از اینجا به بعدش هم چشت روم باشه لطفن....

روزگاري هـم اگــر ، ديـوانـه ات بــودم . . . گـذشـت.

نوشته شده در جمعه سی ام آبان 1393ساعت 19:35 توسط زهرا|


هی گمان نمیکنی ولی خوب میشود 
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود 
گاهی بساط عیش خودش جور میشود 
گاهی دگر تهیه بدستور میشود 
گه جور میشود خود آن بی مقدمه 
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود 
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است 
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود 
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست 
گاهی تمام شهر گدای تو میشود 
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود 
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود 
گاهی تمام آبی این آسمان ما 
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود 
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود 
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود 
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت 
گاهی چه زود رمانتیک بود؟خخخ دیر میشود 
کاری ندارم کجایی چه میکنی 
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 20:5 توسط زهرا|


محرم اقا امام حسین (ع) تسلیت....

نفس بده که نفس پای این علم بزنم ....

نفس بده که فقط از حسین دم بزنم...

سرم فدای قدمهات، آرزو دارم ...

که سرنوشت خودم را بخون رقم بزنم...

سرم هوای تو دارد، دلم هوای ضریح...

چه می شود که سری گوشه ی حرم بزنم...ماه محرم ماه سوگواری سید و سالار شهیدان تسلیت....

نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 22:28 توسط زهرا|


k2-2.jpg

خدایا

هوای مشترک مورد نظر ما را داشته باش

با اینکه در دسترس ما نیست !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:50 توسط زهرا|


دردهای من دیازپام نمیخواهد...

 

مسکن بوسه هایت...

 

عجیب،آرامم میکند....

 

بوسه بر پیشانی

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:36 توسط زهرا|


نفس هایم که کند میشود،میترسم،

دستانم میلرزد،از اینکه نباشم نگران نیستم،

میدانم زیاد فرقی بحالت نمیکند،

اما اینکه نتوانم هرروز بگویم دوستت دارم...این ناراحتم میکند...

دوست دارم تمام لحظه های خوب دنیا برای تو باشد،

دوست دارم به چشمم ببینم که خوبی.

اما میدانم بی من روزگارت خوبتر است،،،

وقتی دیگر حس تمام شدن تمام وجودم را میگیرد،

اول تو را به خدا میسپارم،بعد گام به گام با دوستم راه میافتم تا برسم به عاقبت،

اطمینان دارم با عزرائیل هم رفیق خواهم شد،من در دنیا داشتم عزرائیل هایی که هر لحظه با بی رحمی مرا کشتند و من باز با عشق نگاهشان کردم،دیگر این عزرائیل که جای خود دارد،مأمور خداست. بودن های اضافی ام را به بزرگی ات ببخش،تقصیر من نبود،تقصیر دلم بود...

18 august... 00:38

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 11:47 توسط زهرا|


 

 

 

 

در من آدم برفی است که

عاشق آفتاب شده

و این

خلاصه ی همه‌ی

داستان های عاشقانه ی دنیاست !

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 21:29 توسط زهرا|


ax-tir-8.jpg

خدایا  دقیقا داری با زندگی من چیکار میکنی؟!

بگو...شاید بتونم کمکت کنم خب!

neve-4.jpg

و او...

هنوز با تمام نبودنش،تمام بودن من است....!

neve-5.jpg

ب سلامتی آدمایی که وقتی میفهمن چقد دوسشون داری...

بازم آدم میمونن...!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 15:10 توسط زهرا|


ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!!

 

ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!

 

ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!

 

ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!

 

ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!

 

ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!!

 

ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!!

 

ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!!

 

ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ

ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!

 

ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ...!

 

ﻫِـــــــــــــــــﻪ ......!

 

ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ...!

 

ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...!

 

ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ...

http://smoaj.persiangig.com/image/dead.JPG

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 16:1 توسط زهرا|


گاهی لال می شود ادم

 

حرف دارد اما کلمه ندارد...

bipfa_1175687_599639920074137_285161096_n.jpg - اگه این زندگی باشه ... من از مردن هراسم نیست . . .

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت 15:12 توسط زهرا|



مطالب پيشين
»
» ;)
»
»
» be mine....
» وصیت من
»
» ...
» زندگی کردن ما مردن تدریجی بود ……… آنچه جان کند تنم، عُمر خطابش کردم
» :(

Design By : Pars Skin